X
تبلیغات
رایتل

کتابنوشت

کوتاه نوشتهایی درباره کتابهایی که می خوانم

ماجرای کفترکش/ سید مصطفی و سید امین حسینیون/ نشر ثالث


در اولین صفحه کتاب این جملات نوشته شده :

به سال 401 هجری قمری در سراسر خطه خراسان ، قحطی هولناکی روی داد که سالخوردگان نظیر آن را به یاد نداشتند.مردم از کودک و جوان تا پیر در حالیکه فریاد می زدند :"گرسنه ام، گرسنه ام " نقش بر زمین می شدند و جان به جان آفرین تسلیم می کردند . کار به جایی رسید که مادر ، فرزندش را و برادر، برادرش را ، و شوهر زنش را خورد . کم کم مردم یکدیگر را در کوچه ها و خیابانها می ربودند و از گوشت هم تغذیه می کردند . در خانه های آنان سرهای زیادی از انسانها یافت شد که تنشان راخورده و روغن بدنشان را آب کرده بودند.                                                                           
                                               (تاریخ عتبی ؛ 401 هجری قمری )


ماجرای کفترکش با آزادی مردی از زندان شروع میشه که برای امرار معاش مجبور به فروختن کفترهای عزیزتر از جونش میشه. با فروش کفترها به پیرمردی سفیدپوش (!!!!) با فرقه ای آشنا میشه که هدفشون بیدار کردن روح شرارت و جنایت در انسانه . بعد از مدتی که ابی دودست(همونی که از زندان آزاد شده بود) با جسم مرده کفترهاش مواجه میشه تصمیم میگیره از اون فرقه انتقام بگیره. تمام داستان حول فرقه ای میچرخه که در تلاش برای پیدا کردن 7 قسمت وردی هستند که سالها پیش برای رهایی از قحطی خراسان ازش استفاده شده بوده و قدرت زیادی داشته و حالا 7 تکه اون در 7 جای کشور دست 7 رماله . گروه در پی یافتن اون 7 تکه به 6 نقطه سفر کردند و رمالها رو کشتن و حالا ابی دودست سعی داره که از کشته شدن اون یک  نفر باقیمانده جلوگیری کنه و ماجرا با این هدف ادامه پیدا میکنه و پایان جالبی هم داره . زبان تا حد زیادی عامیانه و فضاسازی برخی قسمتهای کتاب عالی هستن تا جاییکه گاهی خارج شدن از اون فضا و قرار نگرفتن در جریان دعوا یا مشاجره به سختی ممکن میشه . کتاب عجیبیه ، انقدر که باعث میشه تا آخرین صفحه و آخرین سطر کتاب زمین گذاشته نشه . این کتاب  رو نشر ثالث به چاپ رسونده.

تاریخ ارسال: دوشنبه 15 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 03:22 ب.ظ | نویسنده: هاجر سلیمی | چاپ مطلب 1 نظر